تبليغاتX
مفهوم زنگها

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

+ نوشته شده توسط ایوب محمدی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 12:35 |
تیزر ماشین پژو 206

                              

در مورد تیزر پژو 206 که (سی دی ) آن برای تحلیل در اختیار مان قرار گرفته نشان میده که

 

یک جوان هندی پوستر 206 را دیده و در حسرت آن به سر میبره .برای رسیدن به آرزویش به

 

این نتیجه میرسد که ماشین قدیمی خودش را (که بزرگتر از 206) است از جلو وعقب به

 

دیوار میکوبه و نیز کاپوت جلو را با فیل اهلی خم میکند و نهایتاً شکل ماشین خودش را مثل

 

206تخم مرغی(آیرودینامیکی) در آورده است در پایان لبخند رضایت بر لبانش نشسته و با

 

 خوشحالی به اتفاق دوستانش سوار بر ماشین خودش (که پس از تلاشهای شبانه روزی

 

 شبیه به206 شده )به پارتی یا عروسی (سمبل شادی و رفاه)رفته اند وبه قول خودمان

 

پُزمیدهد  چون آرزوی داشتن 206 را داشت که بعد از تغییرات فراوان به آرزویش نزدیک

شده است.

 

 

+ نوشته شده توسط ایوب محمدی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 15:52 |
یکی دیگر از بحثهای کلاس تحلیل دو غزل از حافظ است که امیدوارم مورد استفاده باشد.

               

در این جلسه غزل زیر مورد نظر است.

 دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند   

 گل آدم بسرشتند وبه پیمانه زدند

 ساکنان حرم ستر وعفاف ملکوت 

 با من راه نشین باده مستانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد

حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید 

قرعه فال به نام من دیوانه زدند

نقطه عشق دل گوشه نشینان خون کرد

همچو آن خال که بر عارض جانانه زدند

ما بصد خرمن پندار زره چون نرویم

چون ره آدم خاکی بیکی دانه زدند

آتش آن نیست که بر شعله او خنددشمع

آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

 

                   

برای مطالعه تحلیل روی (ادامه مطلب ) کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایوب محمدی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:54 |
راشامون

یکی از بحثهای کلاس تحلیل فیلم راشامونه.

 من بعد از دیدن فیلم و مطالعه فیلمنامه تحلیلی کرده ام که امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار بگیره.

 

کوروساوا در سال 1950 پس از ساختن چندین فیلم بر جسته و متوسط  دست به ساختن فیلمی زد که نه تنها او را به شهرت جهانی رساند ،بلکه سینمای ژاپن را نیز برای نخستین بار به دنیا شناساند. این فیلم راشامون نام داشت واز روی داستانی به همین نام اثر "ریونوسوکه آکوتاگاوا " نویسنده بزرگ معاصر ژاپن ، ساخته شد.

راشامون به معنای دروازه شیطان است و آن بزرگترین دروازه شهر کیوتو پایتخت باستانی ژاپن میباشد . گفته اند طول آن 35 وعرض آن 9 وحصارهای آن نیز 25 متر ارتفاع داشته است تاریخ ساخت آن به به سال 789 میلادی بر میگردد . با سقوط دولت کیوتوی غربی این دروازه کم کم رو به ویرانی نهاد شکافهایی در هر گوشه آن پیدا شد ودر طی زمان پناهگاه دزدان و راهزنان گردید.

فیلم راشامون در جشنواره سال 1951 ونیز ، موفق به دریافت جایزه بزرگ شد و پس از آن نیز جوایز بزرگ دیگری دریافت کرد منتقدین معروف سینمایی جهان یک صدا به تجلیل از این فیلم پرداختند .

 راشامون نه تنها عامل اصلی موفقیت سینمای ژاپن در اروپا وآمریکاست بلکه همه سوءتفاهماتی را که بعدها نسبت به آثار دیگر سینمایی این کشور بوجود آمد ، باید به حساب آن گذاشت.

لطفاْ برای دیدن ادامه بحث روی (ادامه مطلب )کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایوب محمدی در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 13:3 |

عمرتون صد شب یلدا توی این شبهای سرما یادتون همیشه با ما.

درضمن عید قربان مبارک 

+ نوشته شده توسط ایوب محمدی در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 12:26 |
برای دوستانی که فرم پروپزال استاد سپنجی را خواسته بودند در وبلاگم میذارم فرمتش pdf است لطفاًdownload کنید                            پروپوزال
+ نوشته شده توسط ایوب محمدی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 11:15 |
تنها صداست که می ماند

 

غلامحسين بنان در سال 1290 هجري شمسي در تهران و در خانواده‌اي اهل هنر و فرهنگ به‌دنيا آمد. پدرش از ديوانيان و داراي آوازي خوش بود و

مادرش هم از خانواده قاجار و آشنا با نواختن پيانو.

                                                                                

پدر او را نيز چون خواهرانش نزد ني داود فرستاد تا به فراگيري موسيقي و رموز آوازخواني بپردازد. بعدها از آموزگاراني چون ناصر سيف و ميرزا طاهر ضيا رسايي، روضه‌خواني معروف به "ضيا الذاكرين"، بهره گرفت.

غلامحسين بنان، از سال 1321، دو سال پس از راه‌اندازي نخستين فرستنده‌ي راديويي در ايران به اين سازمان پيوست و به آواز‌خواني پرداخت. نخست، عبدالعلي وزيري، او را به خالقي معرفي كرد و خالقي نيز آزمايش و پرورش صداي او را به ابوالحسن صبا سپرد.


گفته مي‌شود صبا در نخستين آزمايش، درآمد سه‌گاه را كه به پايان برده از بنان خواسته كه گوشه‌ي حصار را بخواند و او آن چنان با مهارت خوانده كه ديگر نيازي به آزمايش‌هاي ديگر نگذاشت.

                                                                   
                                                                    

مي‌گويند كه كشف بنان، براي خالقي و ديگر دست‌اندركاران موسيقي ملي، موهبتي تلقي مي‌شده چراكه تازه "انجمن موسيقي ملي" را راه‌اندازي كرده بودند و به خواننده‌اي خوش صدا و رديف‌شناس نياز داشتند. با تبديل انجمن، به هنرستان عالي موسيقي ملي، بنان نيز رسما به استخدام هنرهاي زيباي كشور درآمد و علاوه بر همكاري با اركستر هنرستان به تدريس آواز خواني نيز پرداخت.

با بنياد "برنامه گلها"ي راديو از سوي "داود پيرنيا" عرصه تازه و گسترده‌تري براي آوازخواني‌هاي بنان پديد آمده و او 15 سال پاي ثابت در بخش‌هاي مختلف اين برنامه بود.

در اين برنامه، استادان تراز اول موسيقي سنتي چون روح‌الله خالقي، ابوالحسن صبا، مرتضي محجوبي، احمد عبادي، حسين تهراني، علي تجويدي، لطف‌الله مجد و جواد معروفي با او همكاري داشته‌اند.
غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه هاي گلهاي جاويدان و گلهاي رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه ره آورد اين همكاري ها از اين قرار مي باشد :

گلهاي جاويدان بدون شماره در (( شور ))  ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( سه گاه )) ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( همايون )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان شماره 92 در (( بيات ترك و ابو عطا )) ، گلهاي جاويدان شماره 93 در (( شور )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان شماره 98 در (( ابو عطا )) با تار لطف اله مجد ، گلهاي جاويدان شماره 118 در (( ماهور )) با ويولون استاد علي تجويدي و سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان 118مكرر در (( ابو عطا )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان 124 در (( بيات ترك )) ، گلهاي جاويدان شماره 128 در((شوشتري))،گلهاي جاويدان شماره 129 ، گلهاي جاويدان 130 ، گلهاي جاويدان 131 در (( سه گاه ))، گلهاي جاويدان شماره 132 در (( دشتي )) ، گلهاي جاويدان شماره 136 ، گلهاي جاويدان شماره 137 در (( چهار گاه )) با پيانو استاد مرتضي محجوبي و استاد علي تجويدي ، گلهاي جاويدان شماره 138 ، گلهاي جاويدان شماره 139 در (( سه گاه )) با استاد جليل شهناز ، گلهاي جاويدان شماره 143 در (( شور )) ، گلهاي جاويدان شماره 145 در (( شور )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي رنگارنگ شماره 103 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 109 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 126 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 134 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 136 در (( سه گاه ))، گلهاي رنگارنگ شماره 140 الف در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 140 ب در (( افشاري ))، گلهاي رنگارنگ شماره ب مكرر ، گلهاي رنگارنگ شماره 149 در (( دشتي )) گلهاي رنگارنگ شماره 171 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 172 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 174 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 176 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 190 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 201 در (( ابو عطا )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 205 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 210 در (( بو سيلك )) ، گلهاي رنگارنگ 210 ب مكرر در (( بوسيلك ))، گلهاي رنگارنگ 211 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 228 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 330در (( دشتي ))، گلهاي رنگارنگ شماره 232 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 234 در (( دشتي و ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 237 در (( ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 242 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 245 در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 249 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 250 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ بختياري ( محلي ) ، شماره 251 ، گلهاي رنگارنگ شماره 252 در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 254 در (( اصفهان )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 256 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 257 در (( ماهور )) گلهاي رنگارنگ شماره 265 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 27 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 31در (( افشاري )) ، برگ سبز شماره ‌ 46 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 63 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 83 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 107 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 145 در (( همايون )) و برنامه هاي متعدد و گوناگون ديگري كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است .


بنان در آغاز كار در راديو، تنها "آواز" مي‌خوانده، اما مي‌گويند چندي بعد به توصيه‌ي خالقي، پذيرفته كه "تصنيف " نيز بخواند.

حالا چرا؟ (آهنگ: خالقي - شعر: شهريار)، روز ازل ( مرتضي محجويي - رهي معيري) ، مي ناب و جام جم (خالقي - حافظ)، عاشقي شيدا (تجويدي - منير طه)، و الهه ناز (اكبر محسني - كريم فكور)، حاصل همان سال‌هاست.
سرود "اي ايران" (خالقي - حسين گل گلاب) كه پس از سال‌ها عنوان قطعه برتر سال 1385 را به‌خود اختصاص داد، دلنشين‌ترين يادگاري است كه با صداي بنان بر جاي مانده است. احمد ابراهيمي و كاوه ديلمي شناخته شده‌ترين شاگردان او به‌شمار مي‌روند.


او در سال 1336 در يك سانحه اتومبيل، يكي از چشمان خود را از دست داد، اما پس از آن نيز همچنان به خواندن ادامه داد. از سال 1345 است كه به مرور از حجم خواندني‌هايش كم شد و چند سال بعد خود را بازنشسته كرد.

بنان به گفته همسرش از اواخر سال 1357به بستر بيماري افتاده بود، سرانجام در هشتم اسفند ماه سال 1364 به دليل نارسايي "دستگاه گوارشي" چشم از جهان فرو بست.

به‌گمان كارشناسان موسيقي، غلامحسين بنان مجموعه‌اي از داده‌هاي طبيعي و يافته‌هاي فني و هنري را در خود داشت آن‌چه از خوانده‌هاي او به‌جاي مانده مي‌تواند براي خوانندگان ريز و درشت ما نقش سرمشق و "دستور" را ايفا كند.

ارزش موسيقايي در آوازخواني‌هاي غلامحسين بنان از پيوند دو عامل طبيعي و هنري شكل مي‌گيرد. جيغ و فرياد چندان با مزاجش سازگار نبوده و اهل نجوا و زمزمه است.

صداي او از "بم‌هاي مياني"، صداي مردانه است، نزديك به باريتون، غلت و تحريرهاي كوتاه - و نه بلند - در صداي او، حركت‌هاي آرام و غيرجهشي در خط سير آوازهاي سنتي هم‌خواني دارد و به تعبيري به خواب و بيدار مخمل مي‌ماند.

"فريدون مشيري" در وصف آوازخواني‌هاي بنان چنين گفته است:

نغمه مي‌غلتيد، گفتني بر حرير

آبشار شعر، گل مي‌ريخت، نغز و دلپذير

مخمل مهتاب بود اين يا طنين بال قو

پرنيان ناز آواز سراپا حال او؟

 استاد بنان و ترانه های ایشان آنقدر برجسته اند که بیان احساس لذت از آنها نیز نیازمند جرات وجسارت است. کاش ایشان در برهوت موسیقی سنتی امروز در کنار تک ستاره های آسمان موسیقی امروز ایران همچنان می درخشید. یادش گرامی انسان وقتی هماهنگی وهمدلی این انسانهای پاک را میبیند ازفوق لذت زیبایی از خود بیخود میشود وچه هنری هنری که اینچنین بتواند درجمع تنهایی های مستی آور که منشا خوبی بودند و نیک اندیشیدند بیافریند تصورش برایم مشکل است باز این صداها بلند شدند تا به وسعت بیکران دل آدمی بنشینند دیگر چه میماند جزاین شوقی که درپستوی آن رویاهای بزرگ پنهان است وجه نام زیبایی دارد الهه ناز. استاد به تمام حالات روحی انسانی واقف بودند وصدای پیوسته ی بنان که حالات شعر را به طور کامل ادا میکند به همنوازی آخر میرسیم که یک حالت آرامشی در آن نهفته است انگار داری یا یک فضای برتر به گذشته ها نگاه میکنی اینجا یک حالت امیدواری به انسان دست میدهد وصف نا پذیر و رویایی است. ترانه ای که هیچ وقت تکراری نمی شود.( الهه ناز) استاد بنان دیگر تکرار نخواهد شد.

 

+ نوشته شده توسط ایوب محمدی در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 12:22 |


Powered By
BLOGFA.COM